در حدود سال سال 1970 در ژاپن، اولین بار نام سیستمهای برون محور توسط اشخاصی از قبیل فوجی موتو و همکاران در سال 1972 و ناتاشی و همکاران در سال 1974 با این نام بکار برده شد. در آمریکا اولین بار سیستم مهاربند برونمحور توسط پروفسور پوپوف و همکاران در سال 1987 در دانشگاه برکلی کالیفرنیا مورد آزمایش واقع شد. پس از آن، این سیستم به سرعت مورد توجه طراحان حرفهای قرار گرفت [8].
ایتانی و همکاران، در سال 2003 با استفاده از اجزای محدود غیرخطی، مطالعاتی را بر روی تیرهای پیوند کوتاه مرکب که براساس آییننامه AISC طراحی شدهبودند، انجام دادند و امکان استفاده از مقاطع مرکب با ضخامت جان نسبتاً کم و ضخامت بال تقریباً زیاد به عنوان تیر پیوند برشی بررسی نمودند. سپس بعد از مقایسه نتایج به دستآمده از مدل با نتایج آزمایشگاهی و تطابق نسبتاً خوب، جوابهای هر دو به بررسی تأثیر تغییرات نسبتهای فشردگی و فاصله بین سختکنندهها بر روی دوران پلاستیک کلی تیر پیوند پرداختند و با استفاده از تحلیلهای انجامشده، معادلهای را که دوران پلاستیک را به نسبت فشردگی و فاصله سختکنندهها ربط میداد را ارائه نمودند [2].
بوسکو و روسی در سال 2008 رفتار لرزهای قابهای مهاربند واگرا را بررسی کردند. آنها به جای ضریب افزایش مقاومت تیر پیوند که قادر نیست برخی از پاسخ های لرزه ای را توضیح دهد، از ضریب جدیدی تحت عنوان ضریب ظرفیت توزیع آسیب استفاده کردند. آنها تأثیر پارامتر مذکور را بر روی پاسخ لرزهای سازهها بدست آوردند و سپس رابطهای بین ضریب افزایش مقاومت تیر پیوند، ضریب ظرفیت توزیع خسارت و دوران پلاستیک تیر پیوند را برای ارزیابی کمی خسارت سازهای در قابهای با مهاربند واگرا تحت اثر مود اول خرابی بدست آوردند [1].
علی پناهی کهق و همکاران، در مقالهای تحت عنوان مقایسه رفتار لرزهای سازههای فولادی و بتنی بلندمرتبه در برابر زلزلههای متوالی، اثرات زلزلههای متوالی و زلزلههای منفرد نزدیک گسل بر روی نیازهای تغییرمکان نسبی طبقات قاب های خمشی بتنی و فولادی با ارتفاع بلند را بررسی کردند. به این منظور دو قاب بتنی و فولادی بلند مرتبه براساس آیین نامه های رایج در ایران برای مناطق با خطر نسبی لرزهخیزی زیاد طراحی شده اند. به علت کمبود رکوردهای توالی لرزهای نزدیک گسل واقعی، از توالی لرزهای مصنوعی جهت ارزیابی نیازهای جابجایی نسبی این قابها استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که وقوع زلزلههای متوالی، نیازهای جابجایی نسبی سازههای فولادی به نسبت، بیشتر از سازههای بتنی بوده است. لذا پیشنهاد شده است در طراحی سازهها و نیز مقاومسازی لرزهای سازههای موجود، اثرات توالی لرزهای به نحو مناسبی لحاظ شود و از طراحی در جهت تأمین سختی و مقاومت بیشتر برای سازههای فولادی در مقایسه با سازه های بتنی با تعداد طبقات مشابه اقدام گردد [3].
علی مقیمی در سال 1394 در پژوهشی تحت عنوان بررسی تکرار زلزله بر شکل پذیری و مقاومت قابهای مهاربندی برون محور، مدلهای سهبعدی 3، 6، 8 و 12 طبقه توسط نرمافزار Etabs و تحلیل دینامیکی غیرخطی نیز با نرمافزار SAP2000 انجام دادند و خروجیهای مربوط به پارامترهای شکلپذیری و مقاومت هر مدل تحت هر سری از شتابنگاشت ها با یکدیگر مقایسه گردیدند. مطالعات و بررسیهای انجامشده بر روی مهاربندهای برونمحور، تحت اثر پسلرزهها، نشان داد که وقوع پس لرزه ها بعد از زلزله تا حدودی روی شکلپذیری و مقاومت این سیستم تأثیر گذاشته که میزان این تأثیر به عواملی نظیر شتابنگاشت، طول تیر پیوند و ارتفاع بستگی دارد. به طور کلی پارمترهای چرخش غیر ارتجاعی تیر پیوند، حداکثر جابجایی نسبی طبقات، تغییرمکان بام، حداکثر میزان برش پایه، برش تیر پیوند و تعداد مفاصل تشکیل شده در سطوح مختلف پس از اعمال پس لرزه ها افزایش یافته است [4].
بازدیدها: 560